يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

14 ماهگی نفسم

لذ تی  برتر از این نیست که جوانه ای در درونت بپرورانی و  آنگاه که قدم های لرزانش را به این دنیا می گذآرد فرشته نجاتش   شوی و نیاز های کودکانه اش را با دل و جان برآوری و روزی نه چندان دور از آن زمان که شیره جانت را شبانه خسته و ناتوان    در دهانش می نهی یا دست و پاهای ظریف و ناتوانش را نوازش می کنی ،روی دو پاهای کوچکش بایستد و چند قدم تا آغوشت     را با خنده و هیجان گام بردارد و خودش را روی وجودت رها کند ؟؟ گرمای تنش را حس می کنی و تو هم در شادی این گام   بزرگش به سوی آینده شریک می شوی ....     وصف ناپذیر است که زمانی به چشم هایم می نگری و با نگاه و لبخ...
19 بهمن 1394

عکسای آتلیه 13 ماهگی

سلام عروسکم ... سلام خوشگل خانوم .... بالاخره بعد از 14 روز انتظار ،امروز عکس های آتلیه رو گرفتیم .. . خیلی خیلی خوشگل و ناز شدن .... خودم که خیلی خوشم  اومد ... البته نا گفته نباشه که عکسا رو تو با کمی تاخیر تو 13 امین ماهگردت گرفتیم و البته شما خیلی همکاری کردی تو  گرفتن عکسها ... پس بدون معطلی بریم سراغ عکسها ...                                      ...
7 بهمن 1394

سرزمین عجایب

T سلام عزیز مامان .... سلام نفسم .... شکر خدا این روزا حالت خوبه و روز به روز داری شیرین تر و خشگل  تر و البته بزرگتر و خانوم تر میشی ... اینقدری که   بعضی وقتا باورم نمیشه که تو همون دختر کوچولویی هستی که یه زمانی از عروسکهای بیبی برن هم کوچکتر بودی .... عروسک مامان این پست مربوط به آخرین روز ماه دی سال 1394 هست که من و شما و بابا به همراه ایمان رفتیم سرزمین عجایب ....   اول  که کلی ذوق کرده بودی بعد هم با تعجب به  اسباب بازی ها نگاه میکردی.... اولین بازی که سوارت کردم تاب بود   که فقط با تعجب نگاه میکردی و زودتر از تایم تموم شدنش پیاده کردم انگار خیلی خوشت نیومد بود .....
30 دی 1394

از 1 روزگی تا 365 روزگی

سلام عروسک من .... سلام دختر نازم  ... این روزا خیلی دلم هوای نوزادیت رو کرده .... هوای گریه های معصومانه و نازت... هوای بغض کردنات ؛ لبخندات؛ قهقه زدنات .... هوای کودکی معصوم و آروم و دوست داشتنی .... این سری عکسا رو خیلی وقت بود که می خواستم برات بزارم ؛اما ایندفعه فرصت شد تا هم یادی از نوزادیت بکنم هم تو این  سری عکسا کلی یاد خاطرات این یک سالت بیفتم. پس بدون فوت وقت میریم سراغ عکسها .... البته شاید بعضی هاش تکراری باشه ولی چون خودم خیلی دوست داشتم دوباره گذاشتم ...   یسنای عزیزم در لحظه ی تولد ....   یسنا خانوم 2 روزه که هنوز تو بیمارستان بودن ....   یسنا خانوم ...
23 دی 1394

بدون شرح ...

سلام پرنسس من ... سلام میوه  ی زندگیم ...   چند وقت پیش بود که رفته بودم سراغ گوشی قدیمیم که یه سری عکسای خوشگل موشگل پیدا کردم که ابتکار خودم بود کلی با عکسای کوچولو یی  هات ، حال کردم و گفتم اون عکسای گوشی قبلیمو با عکسایی که جدید برات درست کردمو، همه رو تو یه پست اختصاصی و البته جدا بزارم .... اینم شما و تغییرات و حالات مختلف از 1 روزگی تا 1 ماهگی و.... و تا 1 سالگی                                          &n...
23 دی 1394

13 ماهگی گل زندگیم

سلام پرنسس من .... سلام میوه ی زندگیم .... سلام عشق من... و باز هم همان حرف همیشگی و همان گله ی همیشگی ... گذر زمان .... عروسکم 13 ماه است که قدم بر این زمین خاکی  گذاشته ای .... 13 ماه است که از دنیای فرشته ها جدا شده ای و به دنیای ما آدم ها آمده ای .... 13 ماه است که تمام فکرم ، هستی ام ؛زمانم ؛ زندگی ام و همه چیزم تو شده ای ؛ فرشته ی رویایی ام و من به چه خوشحالم و چه خوشبخت که تو را    دارم ... به خود می بالم که فرشته ای چون تو در زندگیم حضور دارد که تک تک نفس هایت ؛تک تک کارهایت؛تک تک خندیدن  هایت ؛ امیدی است برای ادامه زندگی در این وانفسای زندگی .... خورشید زیبای...
19 دی 1394

مریضی گل دخترم

سلام دختر خوشگلم .... سلام نفس مامان ... نمیدونم باز دوباره چی شد که یکدفعه ای حسابی مریض شدی ... حالت خوب بود تا شبی که عمو مجید و عمو جواد اینا  خونمون بودن . فرداش که رفتیم خونه مامانی اینا هم حالت خوب بود . فقط یه چند تا سرفه کردی. اما شبش نتونستی خوب  بخوابی و یه کم گریه کردی و سرفه های خراب کردی . تا صبح که بردیمت دکتر حتی دو بار هم بالا آوردی .خیلی حالت بد بود  و هزار بار مردم و زنده شدم .... تا اینکه دکتر بردیم و گفت حساسیت داری و این سرفه هات به خاطر حساسیت هست نه چرک در کار هست نه سرماخوردگی... چند تا دارو هم داد که به مصیبت اینا رو بهت دادیم چون یکیش خیلی تلخ بود ... خلاصه هی زمان می گذش...
3 دی 1394